تبليغاتX
دوست گو یار شود، عالمی دشمن باش -

آرزو: میل است به اصل خود؛ با اندک آگاهی و علم به بعضی از اصل و مقصد.

 

محبت: دوستی را گویند بی سبب و علاقه و بی حرکتی؛ با حق سبحانه و تعالی.

 

مهر: میل به اصل خود است با وجود علم و آگاهی از لذت دریافت مقصد.

 

محبوب: حق تعالی را گویند.

 

طلب: جستن حق را گویند؛ اعم از آنکه دوست دارند یا نه بلکه بیشتر از عبدیت و معبودیت بود.

 

طالب: جوینده حق را گویند از راه عبودیت؛ نه از راه دوستی.

 

مطلوب: حق تعالی را گویند وقتی جوینده عام تر از آن باشد که به دوستی منسوب باشد.

 

سر: جذبه الهی را گویند؛ گاه سلوک بر او مقدم و گاه او بر سلوک.

 

حسن: جمعیت کمالات را گویند در یک ذات؛ و این جز حق تعالی نباشد.

 

جمال: ظاهر کردن کمالات معشوق است به جهت زیادتی رغبت طلب عاشق.

 

جلال: ظاهر کردن بزرگی معشوق است از جهت استغنا از عاشق و نفی غرور عاشق و اثبات بیچارگی او و بزرگی معشوق.

 

لقا: ظهور معشوق است چنانکه عاشق را یقین حاصل شود که اوست.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 18:57  توسط حسین  |